قضاوت این امر با شما

بعضی وقت ها آب میوه جلوی ابرو ریزی ها رو هم میگیره

باور ندارید این مطلب رو بخونید

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دوستان آسمانی، حاج عبدالمجید رحمانیان آزاده جانباز، کارشناس ارشد حقوق و نماینده استان فارس در مجلس ایثارگران کشور، در شب سه شنبه 29 تیر ماه 89 پس از اتمام شرح خطبه ی منافقین در رابطه با مسائل جهرم صحبت کردند که شرح آن به صورت زیر است:

... دو شب پیش در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) درباره ی مسائلی صحبت کردم. شاید بپرسید که چرا من این مسائل انتقادی را مطرح نمودم. بر اساس اصل هشتم قانون اساسی و نیز آیات قرآن کریم، و سخنان حضرت امام و رهبر معظم ، مردم در نظام جمهوری اسلامی مهمترین نهاد نظارتی در میان جامعه محسوب می شوند.

درصدر اسلام نیز مهمترین بحث امر به معروف و نهی از منکر، نقد حکام و مدیران بوده است. بعد ما این موضوع را به مسائل جزئی جامعه تنزل دادیم؛ اگر چه مسائل جزئی جامعه را نیز در بر می گیرد .

پس مهمترین بحث در امر به معروف و نهی از منکر، نقد اجتماعی است، نقد حاکمان و مدیران است. به عنوان مثال؛ هنگامی که امیرالمؤمنین (ع) مشغول خواندن خطبه بودند، ناگهان شخصی از جای خود بلند می شد و نسبت به مسئله ای اعتراض کرد. از آنجا که این فرهنگ در آن زمان در میان جامعه پذیرفته شده بود، در آن لحظه برای هیچ کس اتفاقی نمی افتاد. این موضوع در دیدار دانشجویان با رهبر عزیز انقلاب هم صورت گرفت و آقا نسبت به آن دانشجو با نرمی و محبت برخورد کردند. این یعنی رفتار اسلامی و علوی.

حضرت علی(ع) به مالک اشتر فرمود: ای مالک خشونت لفظی افرادی که از راه دور می آیند را تحمل کن! حرف های آن ها را بشنو! آنها رنج دیده اند و عضو این اجتماع هستند. اگر مردم از مسئولان انتقاد نکنند، آنها به سمت استبداد و خود رأیی می روند و به فساد کشیده می شوند و همچنین مسئولان احساس قدرت مندی می کنند. زمانی که بر قدرتی نظارت نباشد این امر سبب افزایش قدرت می شود، پس این قدرت باید به وسیله ی نظارت های مختلف و مردمی کنترل شود.

موضوع دیگری که می خواهم مطرح کنم در رابطه با نامه ی حضرت علی(ع) به یکی از فرمانداران خود می باشد. حضرت می فرمایند: إنّ هذه لیس لک بطعمه ولکن فی عنقک امانه.

این مسئولیت، این پست و مقام، طعمه نیست، غذای چرب و نرمی نیست، این در گردن تو امانت است.

حضرت، مسئولیت، پست ومقام را مساوی با امانت می دانند به همین دلیل است که می فرمایند: در امانات خیانت نکنید و قرآن می فرماید: امانات را به اهلشان بسپارید. یکی از مهم ترین مصداق این مطالب آن است که در جامعه ی اسلامی، پست ها و مسئولیت ها را به اهلشان بسپارند. اهل، کسی است که از هر جهت شایستگی داشته باشد. من قبلاً در این زمینه گفتم: وقتی کسی خودش را به عنوان کاندیدای مجلس معرفی می کند و یک سری شعارها و وعده ها می دهد، مردم نیز بر اساس این وعده ها و اعتمادی که به آن شخص دارند به او رأی می دهند و زمانی که آن فرد انتخاب می شود گویا تمام آن شعارها و وعده ها تو خالی و پوچ بوده و آن فرد بر اساس میل و هوس خودش هر کس را که می خواهد در پست های متعدد قرار می دهد و تنها دلیل وی برای این کار این است که آنها برای ستاد انتخاباتی او فعالیت کردند.

مگر هر کس که در ستاد انتخاباتی انسان فعالیت می کند شایستگی گرفتن پست و مقام را دارد؟

به همین دلیل است که امروز جهرم بحرانی ترین شرایط را سپری می کند. از سال 1316 که قصبه ی جهرم به شهر تبدیل شد، جهرم شکل گرفت. از آن روز تاکنون جهرم دچار این همه بحران مدیریت نبوده است . ناامنی بیداد می کند. امنیت مهم ترین مسئله ای است که در جامعه ی اسلامی باید وجود داشته باشد. امروز امنیت در این شهر وجود ندارد.

ناامنی،عافیت را از بین می برد، سلامتی را به خطر می اندازد، دین و فرهنگ را نابود می کند، اقتصاد را از بین می برد. به من می گویند چرا انتقاد می کنی؟ می گویند این برای خودش فریاد می زند!!

دوستان! به سابقه ی گذشته ی من نگاه نکنید! من در سن 16 سالگی پا به عرصه ی انقلاب گذاشتم، اولین شهید جهرم شهیده معصومه زارعیان شامگاه دهم فروردین 57 در کنار من شهید شد، در همه صحنه های انقلاب بوده ام، در سال 57 هیچ روزی نبوده که من در خیابان های جهرم حضور نداشته باشم. تمام این ها وظیفه ی من بوده است. در سن 18 سالگی احساس مسئولیت کردم و وارد جهاد سازندگی شدم. تمام آن دوران را در روستاها گذراندم. دوستانی که من آن زمان با آنها بودم برخی به مقام استانداری هم رسیدند. من دنبال پست ومقام نبودم ، سابقه ام هم این را نشان می دهد. در 19 سالگی پا به عرصه جهاد و دفاع مقدس گذاشته ام ، بعد از شش ، هفت ماه که در جبهه های غرب و جنوب بودم به اسارت دشمن درآمدم. این رویداد هم به دست من نبود. در آن زمان پای من تیر خورده بود و در محاصره دشمن قرار داشتم. تعدادی از بهترین دوستانم به شهادت رسیدند. کسانی که زمانی وارد جنگ شدند که جاده های جنگ خلوت بود. کسانی که اهل فکر بودند ، کسانی که بنیان گذار مسائل فرهنگی در شهر و همین مسجد امام حسین (ع) بودند. آنها به شهادت رسیدند. خیلی هم اسمی از آنها نیست. چون وابسته به تیپ ولشکری نبودند . آن زمان این سازماندهی ها نبود آنها به عنوان یک بسیجی یا پاسدار سرشان را پایین انداختند و از فرمان امام پیروی کردند و بی ریا پا به جبهه ها گذاشتند من که کوچکترین آن دوستان بودم یک صد ماه را در اسارتگاه های مختلف سپری کردم و همه جا مسئول فرهنگی بودم . مشقّت ها ما را از پا نینداخت و رنج ها بی تابمان نکرد. تمام این ها وظیفه ام بوده است. به سابقه من نگاه نکنید. هر کس باید بتواند در این جامعه حرفش را بزند. اگر نتواند، جامعه سالم نیست. اگر ما در مورد شهرمان نتوانیم نظر دهیم ، نتوانیم فرمایش امام خمینی (ره) را در مورد مسائل اجتماعی و مسئولان بیان کنیم ، نتوانیم فرمایش رهبری معظم انقلاب را بیان کنیم و مورد هجوم قرار گیریم، پس این جامعه سالم نیست. جامعه زمانی سالم است که هر کس بتواند با هر دین و فرهنگی که دارد حرفش را بزند. ما باید ببینیم آیا حرف او برای اجتماع مفید است؟ ما چه کار به این داریم که دین او چیست؟

اودر این جامعه زندگی می کند، پس باید بتواند حرف بزند. اگر حرفش درست بود باید از او تشکر کنیم نه اینکه برای او شایعه پراکنی کنیم. چرا شایعه پراکنی می کنیم که رحمانیان اگر این حرف ها را می زند یا خودش یا برادرش می خواهند کاندیدا بشوند.

برادر من به دنبال کاندیدا شدن نیست. او به من گفت که من هیچ گاه پادشاهی را با شغل های چاپلوس مدارانه عوض نمی کنم. اتاق عمل برای او معبد است. من هم که گفتم عُرضه کاندیدا شدن را ندارم، دیگر بهتر از این نمی توانم بگویم. پس این شایعات را کنار بگذارید و اجازه دهید جامعه، مردم و جوانان حرف بزنند، مطمئن باشیم حرف های خوبی برای گفتن دارند.

در یک مدت کوتاه کم وبیش، یک ماهه حدود دوازده، سیزده نفر در جهرم کشته شدند. بیشتر آنها با اسلحه کلاش به قتل رسیده اند، عده ای دیگر هم مورد تعرض قرار گرفته اند، به آنها تیر اندازی شد اما کشته نشدند. برخی ها ربوده شدند، چاقو کشی ها و شرارت های علنی رواج یافت.

تمام اینها نشانه ناامنی است. آیا مسئولین امنیت جهرم گزارش این حوادث را برای مقامات بالاتر می فرستند یا برای خوب جلوه دادن عملکرد خودشان گزارش این اتفاقات را به مقامات بالا ارسال نمی کنند.

هر گاه من مسئولیت کاری را می پذیرم، تبعاتش را باید بپذیرم. حقوق و رفاهش را می پذیرم در نتیجه باید در مقابل همه حوادث نیز سینه سپرکنم نه اینکه حقوقش را بگیریم، امکاناتش را بگیریم، جلوه های ویژه ای که این مسئولیت دارد را بپذیرم، احترام مردم و دیگران را بخواهیم اما در مقابل برخی اتفاقات سینه سپرنکنیم؟

تنها دلیل چنین رفتاری یک چیز می تواند باشد و آن ترس است. من در آن شهر در مسجد حضرت آقا گفتم : ای مردم ! مسئله ی اصلی شهر جهرم بحران مدیریت است و اگر مسئله شهرداری یک بحران باشد در اولویت بعدی قرار می گیرد. به نظر من این بحث شهرداری و این چیزها یک بحث انحرافی است.

مشکل ما آن شخصی است که پشت پرده مرتب چهره های مختلف عوض می کند و با این خطبه منافقین که از حضرت علی (ع) برای شما ایراد کردم نیز همخوانی دارد و نفاق از اوصاف او محسوب می شود. دلیل حرف من هم این است که اگر اصولگراها سرکار هستند او اصولگراست، روزی که مشارکت سر کار باشد، او مشارکتی است. روزی که دفتر تحکیم حرف خودش را بزند، او دفتر تحکیمی است.

آنگاه فقط بر اساس امیال خودش، پست ها را تقسیم می کند. اگر این ماجرا ادامه یابد، من یک بحث حقوقی به نام عزل وکیل را در جهرم مطرح خواهم کرد شاید بپرسید مگر موکل می تواند وکیل خود را عزل کند؟

در پاسخ به این سؤال باید بگویم که اگر وکیل از اختیاراتی که موکل به او داده است، عدول کند موکلش می تواند وکیل خود را عزل کند. در حوزه سیاسی نیز موکل می تواند وکیل خود را عزل کند. من راه های عزل وکیل را هم به مردم پیشنهاد می دهم.

این طور نیست که مردم تمام اختیارات خود را تفویض کرده باشند. از نظر حقوقی هم این گونه نیست، مردم ناظرند. مردم به این خاطر رأی می دهند که می بینند شعارهایشان با برنامه آنها جور است اما حالا از هیچ کدام آن برنامه ها خبری نیست. قول داده بودند که مسئولان رده بالای شهر را در یک شورای مشورتی منتخب مردم تعیین کنند؛ به این صورت که آنها چهار، پنج نفر را به ایشان معرفی کنند و او از این بین، یکی را تعیین کنند، گرچه همین هم برخلاف اصل 57 قانون اساسی است که قوه مقننه حق دخالت در قوه مجریه را ندارد.

اما تا به امروز ما چیزی در این زمینه مشاهده نکردیم . امیال و هوس های یک یا چند نفر، جایگزین رأی خردمندانه مردم و اندیشمندان شده است.

امروز بین مسئولین و خودشان، بین مردم و مسئولین، بین خود مردم اختلاف به وجود آمده است. این اختلاف ها از کجا ناشی می شود؟

ای آقایی که نمی توانستی این بار سنگین را بر دوش بگیری ، اکنون که خواسته یا ناخواسته آن را برعهده گرفتی این کار تو خیانت به مردم است. حال می خواهد خواسته یا ناخواسته باشد. از نظر من این خیانت است! وقتی که کاری را من نمی توانم انجام بدهم چرا باید آن را بپذیرم؟

پیغمبر اسلام می فرماید : خائن به خدا و رسول است کسی که در نظام اسلامی پستی را بپذیرد و شایسته تر از او وجود داشته باشد و همچنین خائن است کسی که فردی را به کاری بگمارد که شایسته تر از او در آن جامعه وجود داشته باشد در این صورت او به خدا و رسول خیانت کرده است.

ای آقای عزیز! آیا شایسته تر از همه کسانی که شما به آنها پست داده اید در جامعه جهرم وجود نداشتند؟ برخی از افراد متعهد و کاردان را هم کنار زدی چرا؟ چون تابع و غلام حلقه به گوش نبودند؟

چرا اندیشمندان باید منزوی بشوند؟

چرا در سرزمین جهرم «عالمهاملجم و جاهلهامکرم» شده؟

چرا بر دهان عالمان و اندیشمندان لجام زده شده است و جاهلان مورد اکرام و گرامی داشت قرار می گیرند؟

این از نشانه های سقوط در جهرم است . من این حرف ها را می زنم و بعد از من ایراد می گیرند که چرا این حرف ها را بیان می کنم؟

دلیل من از این کار این است که من احساس مسئولیت می کنم، امروز من سردار بزرگ خلیل مطهرنیا که رودرروی ما ایستاده و به ما خطاب می کند را می بینم کسی که فرزند دوساله خود را رها کرد و به جبهه ها رفت. او در دست نوشته های خود می گوید فرزند عزیزم! چه قدر دوست دارم مثل همه انسان ها، بزرگ شدنت را ببینم اما چه کنم که مصلحت این است که برای رضای خدا در جبهه ها بمانم . امروز من سردار شهید حاج علی اکبر رحمانیان را می بینم کسی که فرزند دوساله و پسر یک ساله خود را رها می کند و وارد میدان نبرد می شود و برای ارزش های این انقلاب با اخلاص تمام دفاع می کند و شهید ایل، جمال منصور، رضا نادریان ، محسن دور اندیش و صدها پاک باخته ی راه خدا.

آیا ما وارث آنها هستیم؟ ای کسانی که چنین بنی امیه وار رفتار می کنید من ثابت می کنم، این گونه که شما در جهرم پست ها ، اموال وامتیاز ها را تقسیم می کنید، بنی امیه هم این کار را نمی کردند هر چند که بنی امیه (یخضمون مال الله خضمه الا بل نبته الربیع) ، مثل شتر که گیاه بهاره را می بلعد بیت المال را بلعیدند اما به بعضی از اصحاب پیغمبر هم بی توجهی نکردند و به بعضی از آنها هم پست و مقام دادند. گرچه بنی امیه ملعون از لسان پیامبرند. شما دارید چه کار می کنید؟

اگر فرد شایسته ای هم در مسئولین وجود داشته باشد تمام تلاش خود را برای برکناری او به کار می گیرید. و کسی را می گذارید که خودتان می خواهید. آیا مسئولیت کسی که مردم به او رأی می دهند تنها تغییر مسئولین است؟ فقط کسانی را تعیین کند که به او گرایش داشته باشند؟ و کسی نتواند کمترین اعتراضی و انتقادی بکند؟

مگر شما اصول دین هستید که اگر کسی با شما مخالف باشد گویا با دین مخالفت کرده است . روزی به آیت الله میرزای قمی گفتند: فلان شخص با شما مخالف است. ایشان گفتند: مگر من اصول دین هستم خوب، باشد!

ما در این شهر این گرفتاری ها را داریم کسی حرف نمی زند اگر کسی مثل حجت الاسلام والمسلمین سید علی آیت الهی ـ آیت الله زاده ـ پسر آیت الله مجاهد سید حسین آیت الهی (کسی که نام امام خمینی را در جهرم زنده کرد) حرفی انتقادی هم بزند، به او حمله ور می شوند.

مردم جهرم دو بار در سال 1342 کفن پوشیدند، یک بار وقتی که امام را دستگیر کردند و یک بار زمانی که آیت الله سید حسین آیت الهی را دستگیر کردند. به خاطر ایشان کفن پوشیدند.

برخی از کسانی که در آن زمان کفن پوشیدند امروز زنده و حاضر هستند. با این اوصاف هنگامی که ایشان می خواهند به مسئله ناامنی در جهرم انتقاد کنند مورد هجوم قرار می گیرند. این نشان دهنده وضع خراب ماست.

از من می خواهند که سکوت کنم! چه چیزی برای من باقی مانده است که بخواهم ساکت باشم؟

آیا می توانم جواب خدا و رسول بدهم؟ آیا می توانم جواب شهدای عزیزمان را بدهم؟

ما باید بیدار باشیم! من با حرکت پرخاشگرانه مخالف هستم اما مواقفم بر این که شرایطی را فراهم کنیم تا مسئولین دلیل اقدامات خود را برای مردم توضیح دهند. چرا آنها درجلسات پرسش و پاسخ حاضر نمی شوند؟

کسی که پاسخ گو نیست صلاحدید پذیرش مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی را ندارد. این سخن و خواسته رهبری است. بیایید به رهبری کمک کنید. پیروی از رهبری این نیست که من به همه پیامک بدهم (لبخند رضایت رهبری مبارک باد) و امثال این چیزها. این چاپلوسی ها دیگر چیست؟

حرف من این بود در آن شب گفتند که فلانی به خاطر دفاع از شهردار آمده صحبت کرده در حالی که من هنوز شهردار را خوب نمی شناسم . فقط فامیلی ایشان را می دانم ، حدود دو سه روز است که متوجه شدم که خانم ایشان پزشک متخصص است. من در آن شب به این گروه اندک تمامت خواه خودرأی و بی توجه به حرف مردم گفتم: همه نهادها را تصرف کردید ، همه ادارات را گرفتید، تنها جای خالی که مانده شهرداری است که لقمه¬ی چرب و نرمی است.

اگر برای مصلحت مردم و برای مصلحت شهر و رضای خدا است که می خواهید شهردار را عوض کنید، بسیار عالی ، پس شهردار را عوض کنید اما من در پیشگاه خدا سوگند می خورم که فقط برای مصلحت خودتان می خواهید شهردار را عوض کنید. حرف من این بود، اما بعد گفتند: ایشان برای دفاع از شهردار همه حیثتش را گذاشته است.

نه اصلاً این طور نیست، من کاری به کسی ندارم آیا من گفتم شهردار تخلف کرده یا نکرده؟ اما من می گویم شما بیشتر تخلف کرده اید ؟ من می گویم اگر بخواهید شهردار را به نقد بگذارید کار بسیار خوبی است و شما را تحسین می کنم و تاکنون هم تنها کسی که پاسخ گو بوده فقط شهردار بوده است.

چرا دیگران نمی آیند؟ چرا شورای شهر پاسخ گو نیست؟ در حالی که شهردارقوۀ اجراییۀ شهرداری وشورای شهر قوه تصمیم گیری شهرداری است.

اعضای شورا تصمیم گرفتند! چرا پاسخ گو نیستند؟ چرا در رابطه با تخلفات خود و انحرافات مالی شان هیچ پاسخی نمی دهند؟ آنها باید پاسخ گو باشند. من قبلاً گفتم، امشب هم پیشنهاد می دهم: می خواهید شهردار را عوض کنید هیچ عیبی ندارد. بیایید عملکرد شهردار سابق و فعلی را با هم مقایسه کنید.

من یک پیشنهادی خدمتتان عرض می کنم . شهردار گذشته حدود دو برابر شهردار فعلی عهده دار این سمت بوده عملکرد او را با عملکرد ایشان مقایسه کنید. هرکس که عملکرد بهتری داشته تشویق کنید. اما کسانی که پستی را عهده دار بودند و فرار کردند و نمی خواهند پاسخ گو باشند جلو آمده اند و همه بارها روی سر شخص دیگری خراب می کنند، این خدا پسندانه نیست که انسان اعضای شورا را بخرد به ثمن بخس« اعضای شورا را بخرد» . به همین راحتی که من می گویم هیچ واژه ای غیر از این هم وجودندارد که بخواهم بگویم، یکی از اعضای شورا را خریدند. از نظر من اصلاً صلاحیت و مشروعیت و حتی در همین جبهه سبز هم، ناسزا به رهبری می داد . این شخص اصلاً صلاحیت ندارد، چرا می گویم صلاحیت و مشروعیت ندارد؟ چون همه مردم جهرم مسیر رهبری دارند، پس این شخص صلاحیت ندارد که عضو شورا باشد ، منحرف شده است.

صلاحیت ندارد که شهروند باشد ؟ نه !

صلاحیت ندارد که نظر بدهد ؟ نه! حرف من این نیست.

اصلاً بحث من این نیست ، صلاحیت ندارد که در چنین جامعه ای مسئول باشد . چند نفر دیگر را هم به راحتی خریدند ، به یکی وعده شهردار شدن دادند با چه سابقه ای ؟

بگویم؟ از تخلفاتش بگویم؟ یکی را هم که تا دهان در گنداب فساد مالی فرو رفته. او را هم خریدند، مهمانش کردند، او کپسول دروغ است همه این را می دانند، تعجب می کنم که با همه تخلفات عمیقی که قبلاً داشت چرا تأییدش کردند خدا عاقبت ما را ختم به خیر کند! چیزهای شگفت انگیزی می بینم. یکی را هم با پول ، هزار چهره کردند جلوی رویت نوکری می کند، پشت سر غلامی برای آن بی مقداران ووو... بگذریم.

ان شاء الله خداوند نظر لطفش را شامل حال ما هم بکند. ما را تا آخر عمرمان از مسیر انحراف دور کند، انحرافات اخلاقی و انحرافات اقتصادی و به خیلی از این مسئولین شهر که دوستان ما و انسان های شریفی هستند خدا به آن ها توفیق بدهد و ما را به یک تعادل برساند تا به مردم احترام بگذاریم و سایت های مبتذل راه اندازی نکنیم .

دوستان! چیزی به نام رشمز خیانت است!

شما گروه رشمز راه می اندازید ؟ من یکی یکی اسم هایشان را بگویم که از کجا بیرون می آید؟

چه کسانی می نویسند ؟ بگویم که چه کسی از آنها پشتیبانی می کند . نام این اقلیت بی مقدار را نمی گویم

( در جلسه آب میوه دادند ) دست شما درد نکند!

والسلام علیکم ورحمه اله

آب میوه را جلوی سخنران آوردند و او گفت : این آب میوه به داد آنها رسید. (خنده حضار )صلوات .

کپی برداری از دوستان آسمانی